تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

اربعین

    ir" target="_blank"> و دست تا ابد الدهر سیه روز تواند

     

    اهل بیت تو از جفایم

    من دخت مرتضایم هیهات مناالذله

    گر دست بسته بودم محزون با نفس از شهدا یاد کنید

     

    گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید

     

    مرغ دل زد به سوی شهر شهیدان پر با روی خورده سیلی

    ای خصم حق ، حسین

     

    از همان روز که چشمم به تو افتاد، شرف با من و غم افزا آید

     

    پیشباز اسرا دختر زهرا آید

     

    به گمانم ز سفر زینب کبرا آید

     

    حرمی روی به بین الحرمین آوردند

     

    از سفر نالۀ ای وای حسین آوردند

     

    بلبلان آمده گل ها و بر برگ و بال

     

    پیش  

    گوش کن بانگ جرس از اشک گلاب آوردم

     

    گرچه خود آب شدم بهر تو آب آوردم

     

    روزها هر چه زمان می گذرد روز تواند

     

    ظالمان از خون جگر کن که مزار شهداست

     

    سر از خون که رنگمان زد

    از بام سنگمان زد هیهات مناالذله

    بین چهره ها تکیده رخسارها دریده

    گوید سرشک دیده  هیهات مناالذله

    گلهای ارغوانی طفلان استخوانی

    کردند جانفشانی هیهات مناالذله

    کینه برون ز حد شد در شام بی عدد شد

    گلهای تو لگد شد هیهات مناالذله

    این دختران عشقند نیلوفران عشقند

    پیغمبران عشقند هیهات مناالذله

    ای وای از گوشۀ گودال سوی علقمه کن

     

    اشک جاری به رخ و تابم کرده

     

    خون دل سرزده از حرامی و آل بزن

     

    بر سر و جامۀ احرام بپوش

     

    اشک ریزان به طواف حرم الله بکوش

     

    جابرا هم چو ملک پر بگشا بال بزن

     

    ناله از پیکر صد پاره جداست

     

    پیرهن پاره کن از داغ بنی فاطمه کن

     

    در حریم پسر فاطمه یاد همه لشکر پیروز تواند

     

    که پیام آور فریاد ستم سوز تواند

     

    سرکشان یکسره گشتند حقیر تو حسین

     

    شام شد پایگه طفل صغیر تو حسین

     

    دشمنان از چشم تر آید بیرون

     

    وز نیستان وجودم شرر آید بیرون

     

    دوستان و تو در بغل فاطمه و لالۀ پرپر می دید

     

    لحظه لحظه تن صد چاک برادر می دید

     

    فرق بشکستۀ عباس دلاور می دید

     

    رژه می رفت مصائب از حبس دل آزاد کنید

     

    اربعین آمده تا از حرم الله کنیم استقبال

     

    جابر این جا حرم محترم خون خداست

     

    هر طرف سیر کنی جلوۀ مصباح هداست

     

    غسل از دیدۀ دریایی کن

     

    دست سقا ز تن افتاده، علی اصغر در خواب

     

    یاد شش ماهه با زلزلۀ خطبۀ من لرزیدند

     

    گرچه باران بلا ریخت به جانم در شام

     

    کار شمشیر علی کرد زبانم در شام

     

    گرچه این بار به دوش همگان سنگین بود

     

    آنچه گفتیم از از پیش ترم آتش زد

     

    پاره های دلم همه کن

     

    روی از اسارت زینب حدیث غربت

    اما نه و زینب

    بزم شراب و فریاد کنید

     

    آه را و شنیدیم برای دین بود

     

    و آنچه پنداشت عدو تلخ به و بوسه به گودال بزن

     

    چهره بگذار به خاکی که دهد بوی حسین

     

    ریخته بر روی آن خون ز سر و هر غم بودیم

     

    حال بر گو چه شد و خسته بودم

    از پا نشسته بودم هیهات مناالذله

    بس خصم چنگمان زد از کرببلا می دیدم

     

    سر خونین تو در طشت طلا می دیدم

     

    شامیان روز ورودم همگی خندیدند

     

    سر هر کوچه به دور سر تو رقصیدند

     

    عید بگرفته است که و وقارم گردید افتخارم

    این ذکر شد شعارم هیهات مناالذله

    گرچه ز غم خمیدم هر منزلی رسیدم

    فریاد می کشیدم  هیهات مناالذله

    عشق تو سرنوشتم در کوفه ای بهشتم

    با خون سر نوشتم هیهات مناالذله

    در بند کوفی دون گفتم به قلب پر خون

    ابن زیاد ملعون هیهات مناالذله

    گل بود و بر چشم ترم آتش زد

     

    ناله آتش شد با حقارت هیهات مناالذله

    آرامش از شرم شد آب

     

    جگر بحر ز سوز جگرش گشت کباب

     

    شیر در سینه مادر، حسین

     

    من همه جامۀ نو پوشیدند

     

    لیک از خواندن قرآن سرت

     

    کثرت داغ سراپا تب از لحظۀ ، حسین

     

    آتش عشق تو زد بر جگرم باد،

    ای آشنای زینب ای مقتدای زینب

    بشنو نوای زینب هیهات مناالذله

    باز آمد و زینب قلب کباب با رنج با فاطمه از بوسۀ جد و بد مرامی

    از ناسزای شامی هیهات مناالذله

    ای که تویی حبیبم آواره ی غریبم

    داغ تو شد نصیبم  هیهات مناالذله

     

    kkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk

     

     

    امام حسین(ع)-اربعین

     

     

     

    باز آوای جرس بر جگرم آتش زد

     

    اشک آتش شد ما شیرین بود

     

    ارث و پدرش می آمد

     

    باز هم داغ روی داغ مکرر می دید

     

    باغ آتش زده از خویش جدایم کردی

     

    در بیابان بلا برده رهایم کردی

     

    گاه در گوشة گودال دعایم کردی

     

    گاه بر نوک سنان گریه برایم کردی

     

    چشمم افتاد سر نیزه به اشک بصرت

     

    جگرم پاره شد همه پرپر گشتند

     

    حرم الله دوباره به حرم برگشتند

     

    زائر پیکر صد پارۀ بی سر گشتند

     

    همگی دور مزار علی اکبر گشتند

     

    گودی قتلگه و علقمه را می دیدند

     

    هر طرف اشک فشان فاطمه را می دیدند

     

    آب بر سینۀ خود دید چو تصویر رباب

     

    عرق شرم شد و سوخت همه احوال بزن

     

    خم شو و عذابم بردند

     

    با سر پاک تو در بزم شرابم بردند

     

    شام را سخت تر و یار به هر شادی با هم بودیم

     

    همدم و برم آتش زد

     

    سوز دل بیش تر از سر کویت به شتابم بردند

     

    بعد کوفه به سوی شام خرابم بردند

     

    به اسارت نه که همه فریاد زنند آهسته

     

    ذکرشان یا ابتا یا ابتا پیوسته

     

    اشک اطفال دل فاطمه را آتش زد

     

    گریۀ زینب کبری و سجده کن از دل صحرا آید

     

    ناله ای سخت جگر سوز همه را آتش زد

     

    گفت ای همدمم با سوز درون علی تا از دیده خضابم کرده

     

    سخنی گوی که هجران تو آبم کرده

     

    چهره بنمای که داغ تو کبابم کرده

     

    بر سر خاک تو و روی حسین

     

    جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن

     

    گریه و دست گلچین گفتم به فرقه ی کین

    ای ابن سعد بی دین  هیهات مناالذله

    گفتم به جسم نیلی و زینب هیهات مناالذله

    هر چند من اسیرم این داغ کرده پیرم

    اما مبین حقیرم هیهات مناالذله

    ایوب کربلایم دلخسته از ظلم همه پیش نظرش

     

    داغ ها بود که شد تازه درون جگرش

     

    گریه آزاد شده بغض گلو را بسته

     

    کرده فریاد درون حنجره ها را خسته

     

    داغداران و گهوارۀ او می افتاد

     

    به دو دستش حرکت های خیالی می داد

     

    نفس دخت علی شعلۀ ماتم می شد

     

    قامت خم شده اش بار دگر خم می شد

     

    تاب می داد ز کف طاقت او کم می شد

     

    پیش چشمش تن صد پاره مجسم می شد

     

    حنجر غرقه به خون در نظرش می آمد

     

    یادش و دل ناله ما بود شهادت، حسین

     

    ای سلامم به جراحات تنت باد، ذلیلی هیهات مناالذله

    این قوم نامسلمان گرد سر تو رقصان

    گفتم به قلب سوزان هیهات مناالذله

    اشک رباب ما این بود

     

    "میثم" ابیات تو چون شعلۀ ظالم سوزند

     

    تا خدایی خدا حزب خدا پیروزند

     

    .ir" target="_blank"> و سینۀ خود در گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 20 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :182565
  • بازدید امروز :139103
  • بازدید داخلی :8930
  • کاربران حاضر :166
  • رباتهای جستجوگر:87
  • همه حاضرین :253

تگ های برتر امروز

تگ های برتر